أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
241
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
بقيهء اصلاحات و تعميرات به انجام رسيد . در سال 306 مسجدِ دارالندوه تعمير و به مسجد متصل شد ، به طورى كه به مانند امروز جزو مسجد گرديد . « 1 » افزايش در سمت باب الزياده در همان سال ، مقتدر عباسى دستور داد تا از فضاى ميان دو خانه زبيده كه جاى آن همين دار ابراهيم امروزى است ، « 2 » استفاده شود ، پس آنجا را منهدم و به مسجد ملحق كردند . « 3 » محدودهء افزوده شده تا زمان ما در حدود رواقهاى مسجد مشخص بود . با اين افزايش ، مساحت مسجد به مقدارى كه زمان ماست رسيد . آنچه بعد از آن واقع شده ترميم و زينت يا ساختهايى است كه در همين محدوده صورت گرفته است . خلفاى عباسى در بارهء پردهء كعبه در اين دوره با يكديگر رقابت داشتند . نويسندهء العقد الفريد مىگويد كه پردهء كعبه هر روز در عيد قربان با ديباج قرمز خراسانى تعويض مىشد و روى آن ستايش خداوند و تسبيح و تكبير و تعظيم او نوشته شده بود . وقتى پردهها سنگين مىشد ، آن را بر مىداشتند و عامل آن هم از بنى شيبه بود . او سپس مىگويد : زمان حج كه فرا مىرسيد ، پردهء قسمت پايين كعبه برداشته مىشد تا در جاى آن پارچههاى قبطى از ديباج سفيد گذارده شود . اين وضعيت تا وقتى كه مردم مُحْرم بودند ادامه داشت . اين شبيه همين حالتى است كه در زمان ما در ايام حج وجود دارد . اما به عقيدهء من ، اين عادتى است كه در آن اسراف شده ، آن هم درست در وقتى كه بلاد مختلف در امر حجاج و اسكان آنها نياز بيشترى به كمك دارند . اما چه كنيم كه ما به ظواهر مىپردازيم و از شؤون زندگى در امور عمومى خودمان غفلت داريم .
--> ( 1 ) . عمارة المسجد ، ص 62 . ( 2 ) . باب ابراهيم در توسعهء اخير سعودى از ميان رفته و چنان كه عامه تصور مىكنند ، اين در ربطى به حضرت ابراهيمندارد ، بلكه منسوب به خياطى به نام ابراهيم است كه در آنجا مىنشسته است . ( 3 ) . شفاء الغرام ، ج 1 ، ص 227 .